۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

درآمدی بر نظام رتبه بندی معلمان













در روزهای پایانی وزارت آقای حاجی بابایی ، طرحی با عجله و شتاب و بدون آن که حتی در کمیسیون آموزش مجلس مطرح شود در هیات دولت تصویب و به استان ها ارسال گردید .
این در حالی است که آموزش و پرورش ما دچار یک کسری بودجه قابل توجه ( نزیک به یک سوم کل بودجه ) بوده و هر گونه افزایش حقوق باید تامین اعتبارش در قانون و بودجه تعریف شود ضمن آن که قرائن و شواهد نشان می دهد که منابع پایدار برای این ادعای مقام وزارت تعریف نشده است !
بنا بر ادعای طراحان این طرح ، آموزش و پرورش به صورت  یک امر حاکمیتی مورد استناد قرار گرفته است و این در حالی است که قانون مدیریت خدمات کشوری چنین ادعایی را مورد تایید قرار نمی دهد ، ضمن آن که در آموزش و پرورش مدرن ، اصولا این دیدگاه منسوخ (  expire ) شده است و آموزش و پرورش امری است " مردم نهاد " و باید توسط جامعه اداره شود 
برای پایه گذاری یک تعلیم و تربیت مدرن دو عامل در اولویت قرار دارند که اولی " نحوه جذب نیرو " و بعدی " سیستم نگهداشت " این نیروهاست و متاسفانه نظام آموزشی در هر دو بعد ضعیف و ناقص عمل کرده است .
بهترین نیروها باید جذب آموزش و پرورش شوند و این نهاد نباید به عنوان یک " بنگاه کاریابی " در نظر مسئولان درآید !
لازمه تحقق چنین امری هم آن است که  در هدف گذاری ، طراحی و برنامه ریزی تغییرات اساسی به وجود آید .
محدود کردن درون داد نیرو و صرفا از طریق مراکز آموزش عالی وابسته به آموزش و پرورش (دانشگاه های فرهنگیان و شهید رجایی) با هیچ معیار و منطق علمی و استاندارد سازگار نیست و آموزش و پرورش را از حضور نیروهای خلاق در سایر مراکز محروم می کند .
در بخش اهداف این طرح چنین آمده است :
«افزایش انگیزه و کارایی معلمان در انجام وظایف و اثربخشی فعالیت‌های آنها برای شکوفا شدن شایستگی‌های دانش‌آموزان
ارتقای منزلت اجتماعی و صلاحیت علمی و مهارت‌های حرفه‌ای معلمان و بالا بردن سطح معیشت‌ آنها

توسعه مشارکت معلمان در فرآیند بهسازی برنامه‌های آموزشی، پژوهشی، تربیتی و فرهنگی

سنجش مستمر صلاحیت‌های تخصصی و حرفه‌ای معلمان

ایجاد انگیزه در زمینه‌سازی برای مشارکت و دخالت دانش‌آموز در امر تعلیم و تربیت

بهبود و ارتقای کیفیت تعلیم و تربیت و ایجاد رابطه بین درجه کارایی و میزان پرداخت »

ظاهرا اهداف خوب و منطقی تعریف شده اند هر چند بسیار کلی هستند و این در حالی است که در طرح ارتقای شغلی معلمان  که سال ها پیش نیز اجرا شد و معلمان در سه گروه " ارشد ، خبر و عالی " طبقه بندی می شدند تقریبا همین اهداف آمده بود !
آیا  طرح قبلی( ارتقای شغلی معلمان )  تاثیری در ارتقای سیستم آموزشی داشته است و آیا اجرای این طرح اهداف طراحان را بر آورد کرده است که اقدام به طراحی این برنامه جدید کرده اند ؟
برخی از شاخص‌هایی که معلمان بر اساس اهداف تعیین شده و در این طرح باید مورد ارزیابی و رتبه بندی قرار بگیرند  ، این گونه تعریف شده اند :
« انطباق با نظام معیار اسلامی، اولویت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی،خردورزی، توجه به فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی، آماده سازی دانش‌آموز برای حیات طیبه، تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی، تربیت علمی و فناوری، تعلیم مهارت‌های زندگی و کمک به گسترش روابط اجتماعی »
فعالیت های عینی که برای اندازه گیری شاخص ها تعریف شده و قرار است اهداف را تبیین نمایند ، این گونه تعریف شده اند :
1 رعایت نظم و انضباط (راعایت تقویم آموزشی و تهیه طرح درس) 2 تا 3 امتیاز
2 کیفیت تدریس 2 تا 4 امتیاز
3 کمیت تدریس 1 تا 3 امتیاز
4 تدریس در مدارس و مناطق خاص(چندپایه، کمتر توسعه یافته، استثنایی) 0 تا 2 امتیاز
5 تدریس در دوره‌های مختلف (توانایی تدریس در 3پایه ابتدایی و چند درس در دبیرستان) 1 تا 3 امتیاز
6 مشارکت در گروه‌ها و شوراهای آموزشی و انضباطی 1 تا 2 امتیاز
7 مشارکت در برنامه ریزی آموزشی و درسی 1 تا 3 امتیاز
8 تالیف جزوات مکمل درسی 0 تا 5 امتیاز
9 تولید وسایل و ابزارهای آموزشی 3 تا 5 امتیاز
10 ارائه شیوه‌های بدیع در امر آموزش 3 تا 5 امتیاز
11 هدایت و نظارت پروژه‌های دانش‌آموزی 1 تا 2 امتیاز
12 مدیر یا معلم منتخب نمونه مدرسه/منطقه/استان/کشور 0 تا 4 امتیاز
13 تشویق نامه‌ها 1 تا 2 امتیاز
14 ارائه الگوهای برتر تدریس 2 تا 5 امتیاز
15 عملکرد آموزشی بر حسب پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان 0 تا 4 امتیاز

به نظر می رسد اگر هدف رسیدن به یک آموزش و پرورش حرفه ای با رویکرد غیر ایدئولوژیک است ، شاخص های تعریف شده  نمی توانند آن را تعریف و یا تبیین نمایند :
1- در فعالیت های عینی تعریف شده برای معلم ، چه کسی و یا کسانی قرار است کیفیت تدریس معلم را ارزیابی کنند ؟ 
آیا اصولا در نظام آموزشی ما نظارت تعلیماتی ( educational supervision ) جایگاهی دارد ؟
کمیت تدریس  اصولا به چه معناست ؟
2- در آموزش و پرورش حرفه ای ، یک معلم باید رشته دانشگاهی اش با ماده درسی مورد تدریس همخوانی داشته باشد  تا فرد بتواند پس از مدتی در درس مورد نظر ، حرفی برای گفتن داشته باشد .
تدریس در دوره‌های مختلف (توانایی تدریس در  3 پایه ابتدایی و چند درس در دبیرستان)  به چه معناست ؟!
آیا قرار است یک معلم  همه فن حریف باشد و یا این که می خواهیم تدبیری برای پنجره های باز در مدارس  داشته و یا کمبود معلم در برخی رشته ها را تامین کنیم ؟!
این ارزیابی بر چه موازین علمی و یا آموزشی استوار است ؟
3-متاسفانه ، یکی از معضلات نظام آموزشی ما ، " جزوه محوری " است و به نظر می رسد معلم موفق در نظام آموزشی ما ، به معلمی گفته می شود که صاحب جزوه بود و به اصطلاح قدیم " تا می تواند پلی کپی بدهد تا بیشتر به چشم آید " !
این که یک معلم برای تفهیم یک درس از منابع بیشتری کمک بگیرد ، اشکال منطقی ندارد ، اما چیزی که فعلا در مدارس ما تحت عنوان " جزوه سالاری " مرسوم است و جز انباشتن ذهن از محفوظات و حافظه محوری برون داد دیگری ندارد ، چگونه می تواند در نظام رتبه بندی علمی معلمان به کار آید ؟!
این در حالی است که  کیفیت تدریس حداکثر 4 امتیاز برایش تعریف شده است و داشتن جزوه می تواند تا 5 امتیاز داشته باشد !
4- یکی از اموری که فعلا در مدارس باب است " تحقیق دانش آموزی " است و احتمالا این فاکتور در این رتبه بندی تحت عنوان " هدایت و نظارت پروژه‌های دانش‌آموزی " تعریف شده است .
کیست  که نداند " وقتی که معلم از دانش آموزان  تحقیق می خواهد " فقط بازار کافی نت ها شلوغ می شود"!
 " یافته های دیگران را به نام خود مصادره کردن   " با کدامین رویکرد تعلیم و تربیت حرفه ای سازگاری دارد ؟
نگارنده به دنبال پیش داوری و یا قضاوت زود هنگام نیست ، اما با شناختی که از نظام و تعلیم و تربیت و روح حاکم بر روابط آن دارد ، چنین برون دادی نمی تواند خارج از گزاره های منطقی باشد .
5- شاخص هایی که در تعریف " معلم نمونه " و در بخشنامه های صادره تعریف شده اند جای بحث و تامل دارند و به نظر می رسد که تفکر خلاق و انتقادی نمی تواند اصولا با تعیین معلم نمونه در این ساز و کارو  بر اساس تجارب و شواهد عینی قرابت داشته باشد و استناد به این شاخص با وجود اشکالات وارد برآن ، جز رفع تکلیف ، حاصل دیگری نخواهد داشت !
6- در نظام آموزشی ما ، هر معلمی که آسان نمره دهد و آمار قبولی اش بالا باشد از نظر اکثر دانش آموزان به عنوان " معلم خوب " ارزش گذاری می شود !
معمولا دانش آموزان و حتی برخی اولیا از " معلم سخت گیر " خوششان نمی آید و بدیهی است که این نگاه در قضاوتشان نیز تاثیر می گذارد .
مدیران غالبا دوست دارند که آمار قبولی مدرسه بالا باشد تا  احتمالا مورد مواخذه مقامات قرار نگیرند !
این که در نظام آموزشی ما " تفکر تحلیلی و انتقادی " چقدر پرداخته می شود و تا چه میزان مهارت های زندگی به دانش آموزان آموخته می شود ؛ دغدغه مدیران و حتی برنامه ریزان آموزشی نمی تواند باشد ؛ اما " آمار قبولی بالا " می تواند ظاهر این بنا را زیبا جلوه داده و معایب و چالش های اساسی و ودرونی را تا حدود زیادی بپوشاند !
7- وقتی صحبت از " الگوهای برتر تدریس " و یا " ارائه شیوه‌های بدیع در امر آموزش "  می شود تقریبا همه به فکر استفاده از تکنولوژی می افتند . مثلا استفاده معلمان از تخته های هوشمند ، ویدئو پروژکتور، کامپیوتر ، اورهد و... اما معمولا فراموش می کنند که شاکله یک آموزش حرفه ای بر یک " تعامل دوسویه " استوار است و مهم این است که جریان تدریس یک " مونولوگ " نباشد  و رفتار دانش آموزان تغییر مثبت داشته باشد .
در نظام آموزشی ما ، مهم ترین حلقه مفقوده همین عنصر تفاهم بر اساس " تعامل دو سویه " است .
شاید ابزارها و وسایل مدرن بتوانند ظاهر کلاس را جذاب و امروزی کنند اما این ها نمی تواند " در آینده  جامعه را صاحب شهروندان مسئول ، پرسشگر و قانون گرا کند .
تغییر از مدارس شروع  می شود به شرط آن که بستر " پیش نیازهای تغییر " بیش از پیش مورد توجه و مداقه قرار گیرند ...




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر