۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه

امروز دوم مرداد ماه 91 ، از روزهای خوب زندگی من است ...











شاید امروز که زمانی نه چندان دور و طبق روال با خانواده و در بند  350 اوین ملاقات داشتم ، واقعه دلپذیری اتفاق افتاد و سرانجام با پی گیری های فراوان ، با ادامه کار من  در آموزش و پرورش موافقت گردید ...


سرانجام پس از دوندگی بسیار ، توانستم حکم اشتغال و ادامه کارم را در آموزش و پرورش بگیرم .
امروز خیلی خوشحالم ...
با مساعدت آقای محدث ، مسئول حراست اداره کل آموزش و پرورش تهران و نامه ای که سرانجام آقای میر معینی ، مسئول هیات تخلفات خطاب به اداره آموزش و پرورش منطقه 9 نوشت ؛ و نیز کمک و مساعدت بچه های خونگرم و مهربان منطقه 9 ، آقای شعبانی ، شفیع زاده و نعمتی و... سرانجام با ادامه کار من موافقت شد .
برخی از بچه های منطقه 9  بیشتر از من خوشحال بودند !
و این برای من مایه بسی افتخار است.
من به معلمی عشق می ورزم و از بد حادثه به این جا پناه نیاورده ام !
من این حرفه را با آگاهی و عشق انتخاب کردم .
به بعضی بچه ها زنگ زدم و آن ها خیلی خوشحال شدند ...
  اثرات رحمت در این ماه مبارک شامل حال من نیز شد ...
علت آن هر چه باشد ...همین که اشک شوق بر گونه های مادر و همسرم پس از یک سال رنج و مرارت و سختی نشسته است برای من کفایت می کند .
خدایا !
بابت این لطفت خیلی ممنون ...

۱ نظر: