۱۳۹۲ تیر ۵, چهارشنبه

دولت یازدهم و انتخاب وزیر آموزش و پرورش















پس از دوم خرداد 1376  که حتی شخص آقای خاتمی نیز باور جلوس بر کرسی ریاست جمهوری را نداشت و البته رای اعتماد بیست میلیون ایرانی به وی ، او را وارد سپهر سیاسی و افکار عمومی جامعه نمود .
 مهم ترین مساله ای که در پیش بود ، انتخاب تیم کاری و یا وزرا بود ...
از آن جا که سیستم تحزب در کشور ما نهادینه نشده است و تقریبا تکلیف همه چیز در دقیقه 90 مشخص می شود ، طبیعی است که شخص رئیس جمهور ( چون خودش هم از کاتال تحزب بالا نیامده است ! ) در انتخاب تیم کاری دچار مشکل شده و دایره انتخاب هایش محدود می شود .
در دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی ، انجمن اسلامی معلمان که تشکلی شبه دولتی است و معمولا در زمان انتخابات فعال می  شود ، از فرصت استفاده نموده و آقای مظفر را به عنوان وزیر آموزش و پرورش به آقای خاتمی پیشنهاد نمود !
در آن زمان سازمان معلمان ایران در حال شکل گیری وسازمان دهی ارکانش بود و البته طبیعی بود که بخت با نامزد انجمن اسلامی باشد !
این بار و در دولت یازدهم بحث وزیر آموزش و پرورش نیز یک بحث مهم در میان تشکل ها و معلمان  است .
متاسفانه عملکرد آقای حاجی بابایی در این مدت قابل دفاع نبوده است ( عملکرد ایشان در جای خود خود بحث خواهد شد ) و انتظارات و مطالبات معلمان در این 8 سال به نحو غیر قابل باوری فزونی یافته است ...
البته قابل پیش بینی است که وزیر آموزش و پرروش دولت یازدهم با انبوهی از مطالبات برآورد نشده روبه رو خواهد بود و باید که  برنامه ای مدون و عملیاتی برای اجرا داشته باشد .
نکته مهم آن است که وزیر آموزش و پرورش آقای روحانی علاوه بر این ،  باید شخصیتی مقبول در میان فرهنگیان نیز باشد تا بتواند اعتماد از دست رفته را به جوی باز گرداند و جو امنیتی را به حداقل برساند...
نقش تشکل ها
واقعیت این است که تشکل ها به ویژه سازمان معلمان ایران و کانون صنفی معلمان در این مدت تحلیل رفته اند ، بسیاری از اعضای فعال این دو تشکل دچار هزینه های فراوان گردیده و برخی نیز آن ها را رها کرده اند ...
به نظر نمی رسد به غیر از آقای دکتر نجفی ، کسی بتواند در حال حاضر مورد اجماع معلمان و یا تشکل ها قرار بگیرد. متاسفانه ،  این یک واقعیت تلخ است که جمعیت کثیر معلمان علی  رغم تعداشان ، فردی در حد و اندازه های یک وزیر قوی برای عرضه ندارند و بعید می دانم با وجود رایزنی های متعدد کمیته آموزش و پرورش آقای روحانی ، به گزینه خاص و قابل دفاعی رسیده باشند ...
از نظر نگارنده ، اولویت اول در آموزش و پرورش باید اقتصاد آن باشد و وزیر جدید باید بتواند این نیاز را به درستی تببین، عملیاتی و به روز نماید.
شاید این یکی از نکات مهم و دامنه دار باشد که با وجود گذشت بیش از سه دهه ، هنوز دکترین و یا برنامه خاصی برای اقتصاد آموزش و پرورش شکل نگرفته است و بودجه آموزش و پرورش و کسری همیشگی آن همواره محل مناقشه بوده است ...
باز کردن فضا پس از 8 سال ، کمی نیاز به صبر و پشتکار دارد و تشکل ها باید به این نکته توجه داشته باشند که هنوز دولت ، همان دولت است و فعلا تغییری رخ نداده است ( اعلان غیر قانونی بودن کانون صنفی معلمان ،موید این مدعاست ) .
شاید بهتر باشد  تشکل های معلمان به جای صدور بیانیه های تند و احساسی ، به باز سازی تشکیلات و ارکان خود پرداخته و برای آینده ، برنامه های خود را تدوین و در اختیار افکار عمومی قرار دهند ... 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر